روزهای بودن

این روز ها روز های بودن است

این روزها روزهای خواستن بودن است

خواستن بودن تو

بودن و دیدنت

بودن و حرف هایت

بودن و دلگرمی هایت

این روزها قاب عکست کارم را راه نمی اندازد

چشمانت از پلک نزدن خسته نشد؟

تو اگر خسته نیستی

من دیگر خسته ام

خسته ام از نبودن و ندیدنت

خسته ام از نشنیدن صدایت

خسته ام از حرف زدن با عکسی که جوابم را نمیدهد

خسته ام

به اندازه تمام لحظه های نبودنت

این روزها دستانم دستانت را میخواهد

و دلم حضورت را

این روزها چشمانم به دنبال بودنت میگردد

اما نیستی

نیستی تا مرهمی بر بی قراری هایم شوی

نیستی تا دل خوش شوم از داشتن بابا

این روزها..................................

 

/ 12 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگین

[لبخند](عکس دسته گل)

آسمانی گمنام

سلام عزیزم فک کنم اگه 22هزار بار خواهش کنم ی سری ب سنگرمون بزنید و نظری بدید بیاید!! [تشویش] درسته فرصت نمیکنیم بروز شدنمونو خبر بدیم ولی بروز میشیم!! منتظر دیدگاهاتون هستیم شهادت نصیبتون یا حق

من وبابای شهیدم

مادرش می گوید: به محض اینکه اوّلین حقوقش را سپاه گرفت دو دفترچه پس انداز برای خودش باز کرد، یکی مربوط به حقوق و مزایا، دیگری مربوط به هدایا؛ چرا که می گفت: « طبق فتوای مقام معظّم رهبری، هدیه خمس ندارد» برای خودش، سال خمسی تعیین کرد تا اگر مازاد بر هزینه سالیانه، چیزی در حسابش مانده باشد، خُمس آنرا بدهد و یکسال مقداری پول به مستمندان داده بود و با خوشحالی می گفت: امسال خمس داده ام. او در بهمن ماه سال 89 ازدواج می کند و همسرش پیرامون خصوصیّت اخلاقی اش می گوید: « ایشان بقدری از اخلاص، غیرت و تقوا برخوردار بود که شاید اگر به شهادت نمی رسید، شناخته نمی شد و هیچکس از آن همه محاسن اخلاقی او با خبر نمی شد. او موقع خواستگاری از من پرسید: ممکنه من یه روزی به شهادت برسم! شما با این موضوع مخالفتی ندارین؟ و می توانی با آن کنار بیآیی؟! من چیزی نگفتم، فقط نگاهش کردم: دوباره پرسیدند و من گفتم : نه مخالفتی ندارم؛ از همانجا فهمیدم که او از جنس زمینی ها نیست!»

تخریبچی جامانده

شهید آوینی: اگر قبرستان جایی است که مردگان را در آن به خاک سپرده اند پس ما قبرستان نشینان عادات و روزمرگی ها را کی راهی به معنای زندگی هست ؟ اگر مقصد پرواز است ، قفس ویران بهتر ... پرستویی که مقصد را در کوچ می یابد از ویرانی لانه اش نمی هراسد

من وبابای شهیدم

وقتی هشت صد پوند مواد منفجر شد. از او حتی یک تکه گوشت هم نماند. این قصه نیست بلکه واقعیت است، آزاد مردانی بودند که جان خود را فدا کردند، تا جامعه ما اسلامی باشد. آنان رفتند تا... اگر وقت داری قصه مظلومیت تخریبچیان ، ما را بخوان

جامانده ق ش

با سلام بر شهیدان و امام شهیدان یاد شهید امیر اسدی بخیر یاد شجاعت و دلاورمردی هاش بخیر یاد انتظار طولانیش تا شهادت بخیر یادش بخیر که دوستانش رو تنها گذاشت و رفت امیر تو هم همانند من بالت زخمی شد اما تو بال زخمیتو درمان و پرواز کردی اما من از تو دوستان شهیدم جاماندم شهدا شرمنده ایم

سعید

سلام خدمت مدیریت سایت.وب بسیار خوبی دارین .مطالبش عالیه. منم 2تا وب طراحی کردم که عمرشون بیش از چند روز نیست. دوست دارم با شما تبادل لینک داشته باشم. http://sahel-entezare.mihanblog.com/ساحل انتظار http://boghze-deltangi.blogfa.com/بغض تنهایی مرسی

صدرا

سلام وبلاگ خوبی دارید انشاءالله موفق باشید. بمنظور ترویج فرهنگ جهاد وشهادت شما را به بازدید از وبلاگم دعوت میکنم. اگر تمایل به تبادل لینک داشتید اطلاع بدید[گل]

من وبابای شهیدم

سلام بابا... امروزسالروزپروازت هست بابا... 26سال از رفتنت گذشت ... دیگر خسته ام از شستن قاب عکست با اشک چشمانم... باران بودن سخت است... دوست دارم ابری باشم...[لبخند]