شهید گمنام سلام

محرم است و حال و هوای حسینی

جمعه است و حال و هوای انتظار

تابوت توست و حال و هوای ابری دل من

در باورم نیست که تو انقدر به دستان من نزدیکی

در باورم نیست که من در کنار تابوت سه رنگت نشسته ام

در باورم نیست که صورت من تابوت تو را لمس میکند

در باورم نیست که اشک هایم بر روی تابوتت جاریست

دستانم و تمام وجودم میلرزد از حضور تو

شرمندگی از چهره ام پیداست

شرمنده تر از همیشه ام در کنار تابوتت

گمنامم مرا ببخش........

حال که میروی سلام مرا به بابا برسان

وبگو امشب تابوت تو به جای تابوت بابا

محرم لمس اشک های من بود.


/ 5 نظر / 21 بازدید
من وبابای شهیدم

آنچه که مرا برآن داشت،دست به این یاداشت نامه بزنم و از خلاصه جریاناتی که در گوشه ای از سرزمین اسلامیمان میگذرد برروی کاغذ بیاورم،رنج و محرومیت بیش از حد این عزیزان کرد است شهید جعفر رضایی

آسمانی گمنام

سلام عزیزم ممنون از حضورت با ما همراه باش در جلسه نهم کارگاه عملی بایسته های خادم الشهدا، به امید حضور یافتن در محضر امام زمانمون... و خادمی ایشان... شهادت نصیبت یا حق

من وبابای شهیدم

ارادت خاصی به حضرت صدیقه طاهر(س)داشت. به نام حضرت،مجلس وروزه زیاد می گرفت. چند تا مسجد وفاطمیه هم به یاد بی بی ساخت. توی مجالس روضه ،هر بار ذکری از مصیبت های حضرت می رفت چنان بی تاب می شد که قطرات اشک پنهای صورتش را می گرفت وبر زمین می ریخت.

نقطه چین تا خدا

سلام دوست عزیز. با دو آپ جدید منتظر حضورتون در نقطه چین تا خدا هستم. -اقای ظریف مراقب باش خون شهدا لیز است -دنیا را نمیخواهم همه برای تو......

من وبابای شهیدم

وقتی هشت صد پوند مواد منفجر شد. از او حتی یک تکه گوشت هم نماند. این قصه نیست بلکه واقعیت است، آزاد مردانی بودند که جان خود را فدا کردند، تا جامعه ما اسلامی باشد. آنان رفتند تا... اگر وقت داری قصه مظلومیت تخریبچیان ، ما را بخوان